جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
84
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
از اين راه را براى رفت و برگشت به محل مأموريت خود تحصيل كرده بودند . من كه سال پيش با خطآهن ماوراء بحر خزر سفر كرده بودم با اين ترتيب اميدوارى يافتم كه لابد دولت روس از تجديد چنين اجازهاى دريغ نخواهد نمود و در واقع اقدام نزاكتآميز سفير روسيه در لندن و تشريك مساعى سفير بريتانيا در سنپطرز - بورگ خوشبختانه موجب احراز اين مقصود شده است و صفحات آينده حاوى شرح مسافرتم دربارهء آن حدود خواهد بود ، لذا در اينجا به همين اندازه اكتفا مىشود . 7 - از طريق افغانستان در حالحاضر هيچ مسافر انگليسى خيال ورود به ايران را از سمت مشرق در سر نمىپروراند . وقوع افغانستان بين هند و ايران در اين منطقه و سياست بسيار سختگيرانهاى كه امير عبد الرحمن خان تعقيب مىكند براى هر فرد انگليسى امكان اين قصد را كه از طرف مشرق به ايران وارد شود به كلى غيرمقدور ميسازد . نام مسافران متعددى را شنيدهام كه در قرون گذشته از هندوستان دورهء مغول كبير از راه قندهار به ايران رفتوآمد كردهاند . حتى در نيمهء اول اين قرن و تا سال 1873 هم اين كار خارج از امكان نبود . در اين سال سروان اچ . سى مارش آخرين نفرى بود كه از اين راه سفر كرد . چندين نفر انگليسى ديگر مانند سروان آرتور كانالى ( 1830 ) آقاى ميتفرد ( 1840 ) و سر لويس پلى Pelly ( 1860 ) از ايران به سوى افغانستان عزيمت نموده و از مشهد از طريق هرات و قندهار به هندوستان انگليس رفتهاند ، ولى با آنكه اين چند تن در عين امان سفر كردهاند هرچند كه كارشان بىخطر نبوده است مسافرت از اين راه براى دورهء بعد ممنوع شده است . ازاينرو جناح شرقى ايران و كشورهاى ماوراء آن سرزمين مجهول مانده است مگر براى افراد هيئت مرزى يا كسانى كه با تحمل مشقت بسيار از طريق ناشناختهترى به آن صفحات راه يافتهاند .